الشيخ رسول جعفريان

487

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

خدا آخرت را مىخواهد ، و او پيروزمند حكيم است . » « 1 » گفته‌اند دليل ترجيح قتل اسيران يكى آن بود كه افراد مزبور بيشتر از شخصيتهاى قريش بوده و از بين بردن آنان قريش را ذليل‌تر مىكرد . به علاوه نشان از آن داشت كه مسلمانان چشمداشت دنيوى نداشته و براى رسيدن به اهداف خود حاضر بودند از گرفتن مشتى پول براى رها كردن دشمنان قطعى اسلام صرفنظر كنند . و اين نيز مسجل مىشد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در راه عقيده نه تنها جنگ با قبيله خود را مىپذيرد كه اسيران آن را نيز از ميان مىبرد ، نه آن كه كسى تصور كند ، آن حضرت با وجود مشرك بودن قريش ، تنها به دليل خويشى ، تمايلى به نگهدارى آنان دارد . در اين حال انصار مطمئن مىشدند كه پيامبر ص - تنها و تنها به اسلام و عقيده مىانديشد نه آن كه هنوز در انديشهء قوم و طايفه خويش است . « 2 » با همهء آنچه كه گذشت يك نكته نزد فقهاى شيعه مسلم است و آن اين كه اسير گرفتن عمدتاً در دو مرحله صورت مىگيرد : يكى اسيرى كه در هنگامهء بر پايى جنگ به اسارت در مىآيد ، ديگر اسيرى كه پس از پايان جنگ گرفتار مىشود . در قسم اول رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و حاكم مخيّر در كشتن اوست و در قسم دوم ، تخيير بين آزاد كردن ، فديه گرفتن و بنده كردن اسير است . « 3 » گرچه در همين مورد نيز اگر حاكم عنصرى را خطرناك تشخيص مىدهد مىتواند او را به قتل برساند . آنچه با توجه به آيهء انفال اهميت دارد ، اين است كه قيد « حَتَّى يُثْخِنَ « 4 » فِي الْأَرْضِ » به چه معناست . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نبايد اسير بگيرد تا آن كه بر زمين پابرجا شود . اگر اين آيه را در كنار آيه‌اى كه در سورهء محمد آمده ، بگذاريم ، معناى آن روشن مىشود . در آنجا مىفرمايد : « چون با كافران روبرو شديد ، گردنشان را بزنيد ، و چون آنها را سخت فرو كوفتيد ( اثخنتموهم ) اسيرشان كنيد و سخت ببنديد ؛ آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه ، آنگاه كه جنگ به پايان رسيد . » « 5 » در اينجا قيد « حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها » دارد . مقايسهء دو آيه ، با توجه به آن كه كلمهء « اثخنتموهم » در آيهء دوّم آمده و نيز با توجه به روايت امام باقر عليه السلام كه فرمود : « اذا كانت الحرب قائمة لم تضع اوزارها و لم يثخن أهلها » ، روشن مىشود كه مقصود عدم صواب بودن گرفتن اسير در حين جنگ به قصد گرفتن فديه است ، نه اختلاف بر سر حكم بعدى آن ، كه البته گرفتن فدا رواست . خداوند خطاب به رسول خود مىگويد كه در حين جنگ نبايد اسير گرفت .

--> ( 1 ) . انفال ، 67 ( 2 ) . الصحيح من سيرة النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ج 3 ، صص 248 و 249 ( 3 ) . نك : الخلاف ، ج 2 ، ص 332 ؛ النهايه ، ص 296 ؛ دراسات فى ولاية الفقيه ، ج 3 ، صص 263 - 259 ( 4 ) . شئ ثخين يعنى چيزى كه غليظ شده ، سيلان ندارد ، كنايه از پابرجا . ( 5 ) . محمد ، 4